۝۩♥ پـائیـز ــ غـروب ــ بـاران ♥۩۝

۞●¤* پائیز فصل عشق ورزیدن از برای در دل خدا بودن *¤●۞

HOMEPAGE

E-MAIL

 

 



راستش نميدونم چطوري و چه مطلبي را در اين پستم قرار بدم. اما به اين نتيجه

 رسيدم که از ترفند ميکس براي پست جديد استفاده کنم تا بر افکار پيچيده

خودم فائق آيم.

شايد با اين شيوه هم بتونم يه تنوعي در وبلاگم داده باشم و هم تونسته باشم

در اين پست و در اين، به روز رساني کردن وبلاگم، برخي اطلاعات خودم رو

به رشته تحرير بيارم وشايد برا يک عـده معدود مفيد باشه.

 

اولش را با چند بيت  شعر ناب شروع ميکنم.

                   

آدمي پير چو شد حرص جوان ميگردد        

                       خواب در وقت سحر گاه گران ميگردد                                    

 شَست و شاهد هر دو دعوي بزرگي ميکنند

                       پس چرا انگشت کوچک لايق انگشتر است

دود اگر بالا نشيند کسر شان شعله نيست

                       جاي چشـم ابرو نگيرد گر چه او بالا ترست

**********************************************

 

 

 آيا ميدونستيد که :

ـــ  هانري پوانکاره رياضي دان معروف فرانسوي بود واکتشافات وي در

 مبحثي از رياضي که سابقا آن را تحليل تواضع مي ناميدند . بود  و امروزه

 موسوم به توپولوژي جبري و از بزرگترين و مشکلترين مباحث

 رياضيات جديد است.

 

ـــ  مردم افغانستان با عدد 39 مشكل دارند. عدد 39 در ميان مردم اين

كشور به معناى يك دشنام ناموسى است. ريشه اين باور به درستى معلوم

 نيست، اما بعضى ها مى گويند كه تركيب عدد 39 در حروف ابجد برابر

 با يك واژه عربى است كه در فارسى بى ناموس يا ناموس فروش معنى مى دهد.

 

ـــ  گالوا يک اُعجوبه رياضي بود.

اواريست گالوا را به جرات ميتوان بنيانگذار مباحث جبر مجرد دانست.

گالوا 62 سال بعد از تولد لاپلاس  در نزديکي پاريس بدنيا آمد.( یعنی۱۹۷ سال پیش)

او با عمر کوتاه و 20 ساله اش بقدري بر علم رياضيات خدمت کرد . که

هنوز هم براي صاحبنظران رياضيات تعجب آور است که فردي با آن سن کم ،

 چگونه از آن قدرت تحليل فوق العاده بر خوردار بوده است.

او يک فرانسوي بود و بخاطربدست آوردن معشوقه اش، دوئل نمود و متاسفانه

 فوت کرد.

به گفته يکي از اساتيدم باعث ناکام ماندن و ممانعت گالوا از ورود به دانشگاه

 پلي تکنيک پاريس ، کساني بودند که حتي لياقت اين را نداشتند، که فقط رخصت 

تراشيدن مدادش را داشته باشند. (واقعا براي تاريخ رياضيات اسف باراست) چون در آن زمان فرانسه مانند بريتانياي کبير، به علم بها نميداد .

 و هيئت ممتحنه آن دانشگاه يه مشت افراد بيسواد و ..... بودند. !؟

اگر در آن زمان مقالاتش چاپ ميشد وبه تاخير نمي افتاد . آن مباحث براي

 200 سال کافي بود تا بزرگترين رياضي دانان بعد ازخودش را از نـَفـَس بیندازد.

به دليل ذهن نيرومندي که داشت بيشتر محاسبات رياضي را به صورت

ذهني انجام مي داد. و چند معادله که رياضيدانان بزرگي همچون دکارت که قبلا

نتوانسته بودند حل نمايند ، حل کرد . موقع مطالعه آن مقاله ها :

در حاشيه کتاب که جاي بسيار کمي وجود داشت .فقط جواب آن معادله را مينويسد و ميگويد

وقت براي نوشتن روش تحليلش را ندارم !!؟ wowww.....خيلي ....!؟

 

سخن زیبا از گالوا: جاودانگی را میتوان نه با بذل جان ، بلکه با پیروزی عقل بدست

 

 آورد . از این بابت حق دارم جاودانه باشم . ونه تنها در فرانسه  بلکه بین تمام

کسانی را که ریاضیات را میفهمند. !

اینم دست خط گالوا. روی عکس کلیک راست کرده گزینه سوم را بزنید

 دست خط گالوا



در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نه

به من کم می‌کنی لطفی که داری این زمان یا نه

گمان دارند خلقی کز تو خواریها کشم آخر

عزیز من یقین خواهد شد آخر این گمان یا نه

بود هر آستانی را سگی ای من سگ کویت

تو می‌خواهی که من باشم سگ این آستان یا نه

نهانی چند حرفی با تو از احوال خود دارم

در این اندیشه‌ام کز غیر می‌ماند نهان یا نه

اگر زینسان تماشای جمال او کنی وحشی

تماشا کن که خواهی گشت رسوای جهان یا نهاشعار وحشی بافقی





ــــ  آلبرت اينشتين فقط يکبار در عمرش رانندگي کرده است آن هم بمدت کمتر از

نيم ساعت !؟!؟

*******************************************************

اينهم يک شعرخوب از صائب تبريزي:

 

با کمال احتياج، از خلق استغنا خوش است

                 با دهان خشک مردن بر لب دريا خوش است

نيست پروا تلخکامان را ز تلخيهاي عشق

                 آب دريا در مذاق ماهي دريا خوش است

هر چه رفت از عمر، ياد آن به نيکي مي‌کنند

                 چهره‌ي امروز در آيينه‌ي فردا خوش است

فکر شنبه تلخ دارد جمعه‌ي اطفال را

                 عشرت امروز بي‌انديشه‌ي فردا خوش است

هيچ کاري بي تامل گرچه صائب خوب نيست

                  بي تامل آستين افشاندن از دنيا خوش است

 

اميدوارم  این پستم بد نـشده باشه  و براتون جـالب و مفيد واقع بشه.

 

جـالـب بود یا اینکه خنده دار؟؟

                    هميـشه کـامياب و عـاشـق پـائـيـــز  باشيــد

 

وکلام آخر اینکه:
پيمان شکن

از سر زلف تو پيداست که پيمان شکني

نه عجب از تو که پيمان محبان شکني

رفت با حلقه ی زلفت دل ديوانه ی من

کس نديدم که شود همسفر راهزني

شور شيرين برد از ياد به فرهاد اگر

شبي از تلخي هجران تو گويم سخني


گرچه آسان شده ام صيد تو عيبم نکنند

گر بدانند خلايق که تو صياد مني !

باد از چهره ی خوبان چمن ، پرده فکند

وقت آن شد که تو هم پرده ز رخ بر فکني

گفتم آخر تو که شمع شب تار دگري

از چه لبخند به پروانه ديوانه زني !؟

گفت صد خسرو اگر بنده شيرين باشند

قصه شيرين نشود تا نبود کوهکني

قدرت عشق ببين کز پي عمري يعقوب

ديده روشن کند از بوي خوش پيرهني

ترسم آخر نفتد زلف تو در چنگ عماد

که به هر حلقه اش افتاده  دل انجمني


برچسب‌ها: گالوا, صائب تبریزی, سگ آستان, خواب شیرین فرهاد, تلخی هجران

+ نگارش شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 2:37 نگارنده ناصرنیاکان |